بنام خداي شهيدان
بنام خداي شهيدان
افتاده واژه هاي تر وتازه ام به خا ك درپيش پاي دست وسرو چفيه وپلا ك
ديگر دلم به فكر خودش لحظه اي نبود وقتي كه معبري زدم ازبين گرد و خا ك
شايد تما م قصه ازآنجا بنا شده آنجا كه بود عكس گلي نوجوان و پا ك
مادر نشسه كنج اتاق قديمي ا ش دستي عصا و دست دگر روي بند سا ك
دنبال خوشه هاي تراز ابر ديده بود در كوچه باغ قصه ي شهر هزار تا ك
پيغا م تازه از پس آورده بود باد اي مهربان ،سلام،منم،شيرسينه چا ك
از بين تيرو تركش و مين آمدم ببين از سم نيش و دشنه و خنجر مرا چه با ك
معراج عاشقا ن خدا خانه ام شده در مستطيل چوبي داراي مهر و لا ك
فردا بيا به بردن من كوچه ي بهشت اي مادر عزيز من،ياليتني فدا ك
سيدمحمدصفايي نويسي برادر شهید حسن صفایی
شعار سال 1396 : اقتصاد مقاومتی تولید - اشتغال