مراسم سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع) در حسینیه سیدالشهدای نویس

مراسم سوگواری حضرت سیدالشهدا (ع) در حسینیه سیدالشهدای نویس

محرم سال ۱۳۹۱ نیز همچون سال های گذشته روستای شهید پرور نویس شاهد حضور پرشور امت حزب الله و اقشار مختلف مردم در مجالس سوگواری حضرت امام حسین(ع) می باشد.

این مراسم همه روزه در محل حسینیه سیدالشهدای نویس که به حق بزرگترین حسینیه استان قم نیز می توان لقب داد برگزار می شود. در تمام اوقات شرعی نماز اول وقت به جماعت برگزار می شود. مرایم سخنرانی و مداح و سینه زنی و تعزیه خوان برگزار می شود.

همه میهمانان جضرت اباعبدالله هر روز در سه وعده صبحانه و ناهار و شام میهمان سفره کرم اویند. مطمئنا حضور همه عزیزان بخصوص همشهری های عزیز در این مراسم بر شور و عظمت مجالس عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) خواهد افزود. از شما عزیزان برای شرکت در این مراسم دعوت می گردد.

امام خميني(ره): محرم وصفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است

امام خميني(ره):

 محرم وصفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است 

محرم ماه خون ماه شهادت کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا

ایام سوگواری حضرت امام حسین(ع) تسلیت باد

یا لثارات الحسین(ع) ایام شهادت حضرت سیدالشهدا را خدمت حضرت مهدی(عج) تسلیت باد

محرم ماه خون، ماه شهادت
عاشورا، مائده بزرگ روح انسان است در تداوم اعصار، تجسم اعتلای وجدان بزرگ است در دادگاه روزگار، صلابت شجاعت انسان است در تجلّیگاه ایمان، طواف خون است در احرام فریاد، تجلّی کعبه است در میقات خون، نقش بیدار گذرها و رهگذرهاست در کاروان دراز آهنگ زندگی‌ها و عبورها.

 

مسلمان شدن سفیر

 بابی انت و امی یا اباعبدالله

مسلمان شدن به برکت خاک کربلا سفیر گفت : قسم به مسیح بن مریم که من متوجّه شده ام که در دست تو چیست و آن تربت از تربتهاى بهشت است ، لیکن در حیرتم که تربت بهشت را از کجا به دست آورده اى ؟!

" در زمان صفوىه سفیرى (که در علوم ریاضیه و نجوم مهارتى تمام داشت و گه گاهى هم از ضمایر و اسرار و اخبار غیبیه مى گفت ) از طرف دولت استعمارگر فرنگ به ایران آمد در آن زمان پایتخت ایران اصفهان بود وارد اصفهان شد تا که تحقیقى درباره ملت و اسلام کند و دلیلى براى آن پیدا نماید.

سلطان وقتى او را دید و از خیالاتش آگاهى پیدا کرد تمام علماى شهر اصفهان را براى ساکت کردن و محکوم کردن آن شخص خارجى دعوت نمود، که از جمله آنها مرحوم آخوند ملامحسن فیض کاشانى (
رضوان الله تعالى علیه ) که معروف به فیض کاشى بود حضور پیدا کرد.
حضرت آخوند کاشى رو به آن سفیر فرنگى نمود و فرمود: قانون پادشاهان آن است که از براى سفارت مردان بزرگ و حکیم و دانا و فهمیده و با سواد را اختیار مى کنند. چطور شده که پادشاه فرنگ آدمى مثل تو  را انتخاب کرده ؟! سفیر فرنگى خیلى ناراحت شده و بر آشفت و گفت : من خودم داراى علوم و سرآمد تمام علم ها مى باشم آن وقت تو به من مى گویى ، من حکیم و دانا نیستم ؟!مرحوم فیض کاشى فرمود: اگر خود را آدم دانا و فهمیده و تحصیل کرده مى دانى بگو ببینم در دست من چیست ؟سفیر مسیحى به فکر فرو رفت و پس از چند دقیقه اى رنگ صورتش زرد شد و عرق انفعال بر جبینش
پیدا شد .مرحوم کاشى لبخندى زد و فرمود: این بود کمالات تو که از این امر جزئى عاجز شدى ؟ تو که مى گفتى از نهان و اسرار انسانها خبر مى دهم چه شد؟سفیر گفت : قسم به مسیح بن مریم که من متوجّه شده ام که در دست تو چیست و آن تربت از تربتهاى بهشت است ، لیکن در حیرتم که تربت بهشت را از کجا به دست آورده اى ؟!مرحوم آخوند فیض کاشى فرمود: شاید در محاسباتت اشتباه کرده اى ! و قواعدى را که در استکشافات این امور به کار برده اى ناقص بوده است ، سفیر مسیحى گفت : خیر این طور نیست ، لکن تو بگو تربت بهشت را از کجا آورده اى ؟مرحوم فیض فرمودند: آیا اگر بگویم اقرار به حقّانیّت اسلام میکنى ؟! آنچه در دست من هست تربت پاک آقا سیّد الشّهداء علیه السلام مى باشد.سپس دست خود را باز کرد و تسبیحى را که از تربت کربلا بود، به سفیر نشان داد و گفت : پیغمبر اسلام (ص )فرمودند، کربلا قطعه اى از بهشت است . تصدیق سخن توست ! تو خود اقرار کردى و گفتى ، قواعد و علوم این حدیث من خطاء نمى کند و حدیث پیغمبر(ص ) را هم در صدق گفتارش ‍ اعتراف کردى ، و پسر پیغمبر ما در این تربت که قطعه اى از بهشت است ، مدفون است اگر غیر این بود در بهشت و تربت آن مدفون نمى شد، سفیر چون قاطعیّت برهان و دلیل را مشاهده کرد مسلمان شد.

 

اولين بار چه كساني قرآن را نوشتند؟

اولين بار چه كساني قرآن را نوشتند؟

محققان دربارة اولين نويسندة وحي در مكّه نام عبدالله بن سعد و راجع به نخستين نويسندة وحي در مدينه نام ابيّ بن كعب را به ميان مي آوردند و نوشته اند: نخستين كسي كه از قريش در مكّه براي رسول خدا (ص) نوشت، عبدالله بن ابي سرح بوده كه مرتد شد و در ايّام فتح مكّه به اسلام بازگشت و اولين كسي كه در مدينه نگارش وحي را به عهده گرفت، ابي ابن كعب بود كه پيش از زيدبن ثابت مطرح بود، ولي بر اساس روايات آن كه بيش از همه به نگارش وحي موفق بود، در مرحلة اوّل علي بن ابي طالب(ع) و سپس زيد بن ثابت مي باشد، چون اين دو بيش از ديگران ملازم پيغمبر(ص) بودند.

دكتر عبدالصبور شاهين مي نويسد: علي بن ابي طالب(ع) پسر عم رسول خدا(ص) كه در نوجواني اسلام آورد، در اكثر وقايع و غزوات ملازم و رفيق پيامبر و كاتب وحي بود.

علي بن ابي طالب و زيد بن ثابت و ابيّ ابن كعب به خاطر ملازمت مداوم با رسول خدا داراي مقامي برجسته در امر نگارش وحي و احاطه بر آيات قرآن بودند.

نويسندگان وحي قرآن را به خط نسخ يا كوفي مي نوشتند و معمولاً از خط نسخ در زمان پيامبر براي نگارش قرآن استفاده مي كردند و آن را استخوان كتف و پوست و چوب مي نوشتند و نوشته ها را در جايي جمع مي كردند.

جمع قرآن به معناي نگارش آن به صورت يك كتاب بعد از رسول خدا صورت گرفت، گرچه عده اي از مورخان گفته اند كه در زمان رسول خدا قرآن جمع آوري شد. البته نظم و ترتيب آيات و سوره ها با راهنمايي پيامبر صورت گرفته است.

سيد مرتضي(ره) كه يكي از دانشمندان بزرگ شيعي است معتقد بود قرآن همزمان با حيات رسول خدا(ص) به ترتيب كه اكنون در اختيار ما است، جمع آوري و مرتب گرديد. به اين دليل كه قرآن را در زمان حضرت تدريس مي كردند و به مردم تعليم مي دادند و عده اي از اصحاب پيامبر (ص) آن را حفظ كردند.[1]

مرحوم خويي مي نويسد: با مطالعة احوال پيامبر اسلام(ص) و ياران او به اين نتيجه مي رسيم كه قرآن در عصر آن حضرت جمع آوري و منظم گرديد و آنچه گفته شده كه قرآن در زمان عثمان جمع آوري شده، درست نيست، زيرا در زمان او از ميان بردن اختلاف قرآن بود. عثمان دستور داد مصاحف دگرگون و پريشان را از بين ببرند و مردم از مصحفي استفاده نمايند كه داراي قرائت واحد و يكنواختي گرديده اند.[2]

حارث محاسبي مي گويد: مشهور است اقدام عثمان به جمع آوري و تنظيم قرآن مي باشد، ولي حقيقت جز اين است، چون عثمان پس از تبادل رأي با مسلمانان و با قرآن شناسان آن زمان سعي نمود مردم را بر كيفيتي خاص در قرائت قرآن متّحد سازد، چون اختلافات قرآن رو به فزوني نهاده بود و بيم آن مي رفت كه نزاع و درگيري بين مسلمانان واقع شود.

براي نظرية دوم كه قرآن بعد از وفات رسول خدا(ص) جمع آوري شد، شواهدي در دست است. مي دانيم اميرالمؤمنين(ع) پس از وفات رسول خدا(ص) اهتمام و فرصت خود را مصروف جمع و تدوين قرآن نمود. اين قضيه كه شيعه و سنّي آن را نقل كرده اند، دليل روشني است كه قرآن در زمان رسول خدا(ص) جمع آوري نشده بود و اقدام علي(ع) لزومي نداشت و در حقيقت حضرت كار تازه اي را آغاز كرده بود كه خود را ملزم به آن ميديد و مي خواست با اين كار به سفارش و وصيت پيامبر (ص) در مورد قرآن عمل نمايد. مگر اين كه جمع آوري قرآن را توسط حضرت به معناي ديگري حمل كنيم مثلاً بگوييم حضرت مي خواست قرآن را طبق نزول قرآن جمع آوري كند.

خطابي مي نويسد: چون رسول خدا(ص) همواره در انتظار نزول وحي به سر مي برد و اين احتمال وجود داشت كه آياتي نازل شود، با وجود چنين اوضاع و احوالي كه وحي استمرار داشت، چگونه ممكن بود در زمان حضرت به جمع و ترتيب قرآن اقدام گردد. از اين رو پس از رحلت رسول خدا(ص) هر يك از صحابه به نوبة خود به اين كار اقدام نمودند.

سپس وي مي گويد: تمام قرآن در زمان پيغمبر اكرم نگارش يافت، ولي يكجا جمع آوري نشد و سوره هاي آن مرتب نگرديد.

محدث نوري كه از محدّثان شيعي است مي نويسد: از مجموع اخبار و احاديث مربوط به جمع قرآن بر مي آيد كه قرآن با ترتيب موجود در زمان پيامبر نبود و حتّي كسي آن را با چنين ترتيب حفظ و از بر نكرده بود، بلكه قرآن كه به تدريج نازل مي گرديد، در دو جا نگه داري مي شد: يكي نزد رسول خدا(ص) كه پراكنده و نامنظم بود و نويسندگان وحي كه از ميان آن ها سه نفر انتخاب شدند وحي را روي حرير و كاغذ و استخوان شانة شتر و گوسفند مي نوشتند. بعد از رحلت پيامبر(ص) اين نوشته ها در اختيار اميرالمؤمنين (ع) قرار گرفت.

جاي ديگر كه قرآن محافظت مي شد، خزينة ذهن و حافظة مردم و نوشته هاي صحابه و ياران حضرت بود كه هر كس در خور نياز و استعداد خويش آيات و يا سوره هايي از قرآن را حفظ مي نمود يا آن را مي نوشت.

از اين اخبار نمي توان نتيجه گرفت كه تمام قرآن به صورت نوشته اي نزد كسي موجود بود تا چه برسد به آن كه قائل شويم قرآن با ترتيب موجود در زمان پيامبر اسلام(ص) مرتب و مدوّن گرديد.[3]

پى نوشتها

[1] دكتر سيد محمد باقر حجتي، تاريخ قرآن كري، ص 218 به بعد، با تلخيص.

[2] همان، ص 224، به نقل از البيان، ص 376.

[3] همان، ص 230 ، با تلخيص.

 

عکسی که نمی خواستم بگیرم !

هو المبین

تو اوج درگیری با دشمن در ارتفاعات قلاویزان ، جایی که تا سه مرحله عراقیها رو عقب زده بودیم ، در اوج گرما، با انفجار خمپاره ها و شلیک گلوله ها
دوربین به دست راه افتادم تا روحیه بخش دل پاک بچه ها باشم. به سنگری رسیدم بدون سقف در حالیکه بچه ها به شدت مشغول نبرد بودند. در این میان یکی از این دسته های گل منو دید و گفت
برادر! یک عکس از من می گیری؟
عزیزم ، روراست زیاد فیلم برام باقی نمونده ، ناراحت نشیا ، عکس یادگاری نمی گیرم
خوب اگر من بهت بگم تا چند لحظه دیگه تو این دنیا نیستم ، ازم عکس می گیری؟
برادرم ، این حرفها چیه ، من مخلصتم .
(نمی تونستم تو چشماش نگاه کنم ، یه حس مبهم ولی زیبا تو چشماش موج می زد.)، بشین فدات بشم تا یه عکس خوشگل ازت بگیرم
ولی یه شرط داره؟ چه شرطی قربونت برم
!این که اسم منو حفظ کنی
تو از من عکس بگیر من هم اسم خودتو و هم اسامی فامیلاتو برات حفظ می کنم
"سید مسعود شجاعی طباطیایی"
بابا این که یه تریلی اسم شد ، می تونم همون آقا سیدشو حفظ کنم
باشه عزیزم، تا ما رو اینجا نکشی ول نمی کنی . بشین اونجا ...
حجله ای باشه ها آقا سید ، صبر کن این عطر تی رزم رو بزنم ، مدالمو
(مدال غنیمتی از عراقی ها بود)
به سینه بزنم
حالا بچه هایی که پشت خاکریز مشغول تیر اندازی ونبرد بودند ، نگاهشون متوجه ما شده بود و از بستن چفیه او به سرش ، عطر زدن و مدال آویزون کردنش می خندیدند
کلیک...

Inline image 1

دست گلت درد نکنه ، زیاد از اینجا دور نشی ها ، کارت دارم...
هنوز چند قدم دور نشده بودم که صدای الله اکبر بچه ها بلند شد ، این به این معنا بود که اتفاقی افتاده...
برگشتم دیدم خمپاره درست خورده بغل دستش...
دوربینمو بالا گرفتم ، در حالیکه چشممام از اشک پر شده بود ، عکسی از شهادتش گرفتم

Inline image 2

فرستنده : محمد مرادحاصلی

جواب سلام را با علیک بده

جواب سلام را با علیک بده ،                جواب تشکر را با تواضع،

جواب کینه را با گذشت،                      جواب بی مهری را بامحبت،

جواب ترس را با جرأت،                         جواب دروغ را با راستی،

جواب دشمنی را با دوستی،                  جواب زشتی را به زیبایی،

جواب توهم را به روشنی،                      جواب خشم را به صبوری،

جواب سرد را به گرمی،                          جواب نامردی را با مردانگی،
 
جواب همدلی را با رازداری،                       جواب پشتکار را با تشویق،

جواب اعتماد را بی ریا،                             جواب بی تفاوت را با التفات،

جواب یکرنگی را با اطمینان،                      جواب مسئولیت را با وجدان،

جواب حسادت را با اغماض،                      جواب خواهش را بی غرور،
 
جواب دورنگی را با خلوص،                         جواب بی ادب را با سکوت،

جواب نگاه مهربان را با لبخند،                       جواب لبخند را با خنده،

جواب دلمرده را با امید،                                جواب منتظر را با نوید،

جواب گناه را با بخشش،                     و هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار...

مطمئن باش هر جوابی بدهی          یک روزی          یک جوری     یک جایی

به تو باز می گردد...

رو نمائی از ضریح قبر حضرت بی بی شریفه خاتون در نویس

رو نمائی از ضریح قبر حضرت بی بی شریفه خاتون در نویس

روز جمعه ۱۲/۸/۱۳۹۱ مصادف با شب عید قدیر خم با حضور مردم شهید پرور نویس و

مسئولین سازمان اوقاف و امور خیریه قم ضریح قبر مطهر حضرت بی بی شریفه خاتون در

نویس رو نمائی شد.