معبر شعری از سيدمحمدصفايي نويسي
معبر
ازلابه لاي معبر مين آمدم ببين بي دست وپا به روي زمين آمدم ببين
امشب هواي تازه به شعرم دميده شد من با هواي تازه قرين آمدم ببين
ديشب كسي براي سنگر ما نقشه مي كشيد رفتم واز وراي كمين آمدم ببين
حالا نشسته ام وسط سنگر دلم اصلا براي شرح همين آمدم ببين
ديشب نهال شعرترم غنچه داد و من بادشت سرخ لاله عجين آمدم ببين
ازچفيه و كلاه و كوله نكن پرسجو كه من بي دست وپاو به زمين آمدم ببين
سيدمحمدصفايي نويسي
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 19:11 توسط یک نویسی
|
شعار سال 1396 : اقتصاد مقاومتی تولید - اشتغال